پایگاه مقاومت بسیج انقلاب
 
پنجشنبه 31 خرداد 1397 -

رای به سایت :
32
محبوب

شهید حسن علی اکبری

تاریخ شهادت:  1363-01-01
محل شهادت:  ابوغریب فکه

وصیت نامه شهید حسن علی اکبری از شهدای محله شهید پرور جوادیه به همت یکی از بسیجیان این پایگاه تهیه و به منظور جلوگیری از فراموشی یاد شهدا ارائه می شود. متن وصیت نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا ستاره های با محبت رفتند تو خورشید پرفروغ را نگهدار

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند،آنها را درنزد خدا مقام بلندی است و آنان رستگاران و سعادتمندان دوعالمند.
{سوره توبه آیه 20}
با حمد و سپاس خداوند قادر و رحمان و با سلام و درود بر آخرین و گرامیترین پیامبر حضرت محمد عبدالله (ص) و با سلام و درود بردخت گرامی ایشان یگانه بانوی عالم حضرت صدیقه کبری (س) و با سلام و درود بر همسر ایشان و اولین امام شیعیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع) و با سلام و درود بر یازده جانشین و فرزندان ایشان ، بالاخص مهدی موعود(عج) و با سلام و درود ، بر نائب بر حقش امام خمینی ، چشم همه منتظران و روی همه پاکان و عشق همه مستضعفان جهان بسوی اوست و خنجری است الهی بر چشم مستکبران جهان از منبع انوار خدای و با سلام و درود بر قائم مقام رهبری و امت شهید پرور و با سلام وتحیت فراوان بر شهداء و اسراء و مفقودین و خانواده هایشان و بالاخص رزمندگان مخلص بسیجی و کلیه رزمندگان که هدف را درک کردند و بخاطر خدا میدانند در جبهه هایش جان می دهند.(جبهه های نبرد حق علیه باطل)و ازدین خود دفاع می کنند.
اکنون به این مکان مقدس (جبهه)آمدم چون بر ما تکلیف شده به امر خدا و به عشق ملایمان حسین(ع) و برای پیشرفت اسلام و کشته شدن در راه اسلام و قرآن ، آمدم مسئولیتی را که بر دوش من است با توکل بر خدا انجام دهم و استوار و مقاوم بمانم و پا به این عرصه مقاومت و ایثار گذاشتم چو اینجا دانشگاه است چرا که اینجا جای خودسازی و جای ایمان و پایدار ماندن است و جای از خود گذشتن است مگر غیر از این است که انسان در راه خدا قیام کند و شهادت در راه خدا چه زیباست وچه مرگ شیرینی که برای خدا به استقبال آن رفت.
ماندن برای خدا و کار کردن برای خدا و بعدش کشته شدن در راه خدا یعنی معامله کردن با خدا که خداوند با هرکس این معامله رانمی کند .(راحت انسان جانش را کف دستش بگذارد و دو دستی تقدیم خدا کند ) چه مرگ خوبی ، خدایا من هم می توانم جزء آنها باشم که با تو از این معامله ها می کنند؟
نمی توانم بمانم و ببینم که یاران همه دارند بسوی تو می آیند ، می دانم که به مقام والای آنها نمی رسم ولی خدا یا دست من را هم بگیر، من قدم به جبهه گذاشتم که یکی از لبیک گویان حسین (ع) و حسین زمان امام امت باشم و لی خیلی از لبیک گویان پای ورق لبیک را هم با خون خود امضاء کردند و در راه حسین (ع) کشته شدند و لی من ماندم ، شاید خواست خدا بوده و یا سعادت نداشتم یا اینکه روح شهادت طلبی در من جای نیافتاده ، ولی چه مرگی بهتر از شهادت در راه خدا.
آری دیگر وقت رفتن است کم کم باید برویم دیگر چقدر در غم یار بسوزم .خدایا نمی توانم یکی از آنها باشم !
با چه چهره های زیبایی و با چه قدمهای استواری که هر کدامشان الگو هستند برای من یکی ، چه با محبت و چه با صفا و صمیمیت چه زیبا می خوانند چه زیبا سجده می روند که بدن انسان به لرزش می افتد و چه زیبا شهید می شوند .خدایا می دانم یک موی آنها هم نمی شوم ولی من هم به امیدی آمدم به این امید که در راه تو کار کنم و تو گناهانم را ببخشی و آمدم درس بگیرم و ساخته شوم و آمدم که یکی از همینان باشم که تو می خواهی و من با میل خود آمدم و با عشق که به تو داشتم و آمدم در راه تو شهید شوم و جانم را فدا کنم و درخت اسلام را باخون خود آبیاری کنم ، آری حسین جان من زعشقت سینه سوزان آمده ام و زعشقت جان خود را فدا خواهم کرد.
چند کلام با ملت با استقامت و مقاوم ایران .
ای امت پیامبران ؛انساهایی که از خط امام عزیزمان پیروی می کنند و از هیچ چیز دریغ نمی کنید! امروز وظیفه شما سنگین است و هر لحظه باید به فکر جبهه و جنگ باشید و باید با عمل کردن و حضور در صحنه به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان را لبیک گوئید و به یاری امام زمان (عج) بشتابید و امام عزیز را یاری کنید و با کمال و خلوص در پیشگاه خدا شکر گذاری کنید که چنین رهبری عظیم این موسی و ابراهیم زمان را به ما عطا کرده است. ای امت همیشه بیدار، راه حق راه خدا ، راه رسول خدا ،راه ولی خدا ، راه خمینی روح خدا و خط خدا در قرآن است پس قدم به قدم به سخنان امام عزیزمان گوش کنید و عمل کنید زیرا او ما را از ظلمت و تاریکی بسوی نور هدایت کرد. پس تا آخرین قطره خون خود که در رگ دارید نباید امامتان را تنها بگذارید و در هر نماز و مناجات و دعا که می خوانید با دلی شکسته امام عزیزمان را دعا کنید که خداوند برای دنیای اسلام او را نگهدارد .
انشاء الله ....
شما پدر و مادر عزیزم ، دیگر وقت رفتن است و لحظه های آخر عمر من است ، پدر و مادر ارجمندم مرا می بخشید که نتوانستم حق فرزندی را بر شما ادا کنم و فرزند خوبی برای شما باشم و آن خدمتی که رضای خدا و شما را جلب نماید برای شما بکنم .با شما ای پدر عزیزم نمی دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم که از صبح تا شب زحمت می کشیدید تا یک لقمه نان حلال برای ما تهیه کنید شمائی که همیشه به فکر ما بودید که ما سر و سامان بگیریم و چه مهربانی ها و محبت ها که به من کردید ولی من یک کدام از این محبت ها و زحمت های شما را نتوانستم انجام دهم و فرزندی خوب برای شما باشم ، امیدوارم که مرا ببخشید و امیدوارم که وقتی خبر شهادت مرا شنیدید صبر داشته باشید و سجده شکر بجای آورید و شکر گذار باشید که امانتی از خدا برای شما بودم و سپس تحویل دادی و شما ای مادر مهربانم از شما تشکر می کنم ولی زبانم قادر به آن نیست که از زخمت های شما و محبت های شما سپاسگزاری کنم ، امیدوارم که شیرت را بر من حلال کنی .چون همین شیر پاک شما بود که باعث شد من به اینجا برسم و عشق خدا و حسین (ع) بر جان من بیافتد و با زحمت های و مهربانی های شما وبا درست تربیت کردن شما بود که به اینجا برسم ، تا بخاطر خدا فداکاری کنم و به ندای امام عزیزمان لبیک بگویم و جانم را بخاطر خدا و به عشق امام حسین (ع) فدای اسلام عزیزمان کنم.
مادر عزیزم: اگر خبر شهادت من به شما رسید دستهایتان را بعنوان شکرگزاری از خداوند متعال بلند کنید که امانتش را پس دادید . چون امانتی بیش در دست شما نبودم امیدوارم مرا بامحبت ها و خوبی هایی که به من کرده اید ببخشید .
شما برادران خوبم ، مرا می بخشید برادر خوبی برای شما نبوده و نتوانستم حق برادری که بر گردن من بود اداء نمایم . شما خوبی ها و محبت ها به من کردید و لی من نتوانستم آنها راجبران کنم. امیدوارم مرا ببخشید و ادامه دهنده راه تمام شهیدان و پاسدار خون آنها باشید .
شما ای برادران بزرگتر اگر فرصتی پیدا کردید سری به جبهه بزنید و چه پشت جبهه ودر جبهه هر کاری از دستتان بر می آید برای اسلام و برای رضای خدا انجام دهید و شما برادران کوچکتر درسهایتان را خوب بخوانید زیرا با درس خواندن خود با تمام دشمنان داخلی و خارجی مبارزه می کنید و سنگر مدرسه را محکم نگه دارید و حرفهای خانواده را گوش کنید و در تمام کارهایتان از آنها راهنمائی بجوئید و توکل به خدا کنید.
و شما ای خواهربا محبتم چه خوبی ها و محبت ها به من کردی ولی من نتوانستم آنها راجبران کنم امیدوارم که مرا ببخشید و از همه نظر خودت را حفظ کنی و باحجاب خود پاسداری از خون شهیدان و پیام رسان خون آنها باشی و آن چیزی که خدا می خواهد .خواهر مهربانم شما را به صبر توصیه می کنم هر چند از همه بیشتر بی تابی کنی ولی به یاد علی اکبر حسین (ع) باشید که حتی نگذاشتند خواهرانش برایش بگریند و خانواده گرامی من نمی گویم که گریه نکنید هر گاه دل شکسته شدید و سوزان ، گریه کنید که گریه برای شهید ثواب دارد و در حال گریه و دل شکسته از شما می خواهم به حال من دعا کنید و از خداوند متعال بخواهید که او ما را شهید بداند و با حسین (ع) محشور بگرداند که این آخرتی خوب است و به شما توصیه می کنم که در برابر مشکلات و سختی ها و همه چیز مقاوم و صبور باشید و در همه حال صبر کنید و تقوای خدا را پیشه کنید که بهترین ره توشه برای آخرت تقوا است و از کوچک تا بزرگتان احترام همدیگر را نگهدارید و در همه حال گوش بفرمان امام عزیزمان باشید چون هر چه داریم از او داریم. او بود که ما را از خواب ظلمت بیدار کرد و از ظلم و فساد رهانید و به ما وحدت داد و هرگاه دل شکسته شدید یادی از علی اکبر امام حسین (ع) داشته باشید و امام عزیزمان را دعا کنید که خداوند بزرگ او را برای اسلام و امت اسلام حفظ وسلامت بدارد ودعا کنید که ظهور امام زمان (عج) هر چه نزدیکتر شود و همه باید بدانید من به رضای خود رفتم که رضای خدا در آن است و اگر شهید شدم سعادتی عظیم نصیب من شده است چون این راهی بود که خودم انتخاب کردم و به دلخواه خودم بود که دوست نداشتم در بستر بمیرم چون آدم هر چقدر عمر کند آخرش مردن در بستر است .توی این موقعیت ننگ است و بدانید شهادت سعادت است چه سعادتی بالاتر ازشهادت ، شهادتی که مقام عظیم والایی دارد که ما تا آن حد درکش را نداریم که مقام شهات و شهید را بدانیم.
سخنی چند با آنهایی دارم که با این انقلاب بد هستند. کمی فکر کنند و حق را بنگرند و از حق دفاع کنند وبدانید اول قبری و بزرخی وجود دارد .چرا لذت های دنیا را رها نمی کنید ، این لذت ها همه اش ذلت است و بدانید که یک لحظه این دنیا لذت نیست هنوز بخود نیامدید ، بدانید که آخرتی هم هست. بنشینید فکر کنید و بخود آئید.
باز از پدر ومادر و خانواده وتمام فامیل و آشنایان و دوستان بخصوص از زن داداشهایم و بچه های داداشهایم حلالیت می طلبم و امیداوارم صبر داشته باشید زیرا به قول امام عزیزمان ( امانتی خداوند متعال به ما داده بود و اینک از ما گرفت من صبر میکنم و شما هم صبر کنید و صبرتان هم برای خدا باشد ) مرا می بخشید و التماس دعا دارم. مخصوصاً از دوستان رزمنده و بسیجی.
خدایا تو کریم و ستار العیوبی ، من باید بیایم که تو دست من را بگیری و من هم با میل خود و عشقی که به تو داشتم آمدم پس دیگر بس است تو را به پهلوی حضرت فاطمه (س) قسم می دهم این بار ، دیگر شهادت نصیب من بگردان و تو میدانی که من عشق شهادت دارم . میل دارم به لقاء الله بپیوندم .به مظلومیت حسین (ع) این بار ،دیگر شهادت نصیب من کن.
خداحافظ شما و امام رزمندگان
امام و رزمندگان را دعا کنید
خدایا ستاره های با محبت رفتند تو خورشید پرفروغ را نگهدار
"آمین"
بنده حقیر و کوچک خدا حسن علی اکبری